محوطه مقدس ( سكوهاي نيايشگاه )
از تل تخت در حدود يك كيلومتر بطرف شمال غربي كاخ خصوصي كورش در پشت تپه دو سنگ تو خالي و پس از آن تل خاكي ظاهر مي گردد (دسترسي امروزه به اين قسمت از داخل محوطه نمي باشدو از جاده اي كه به روستاي ابوالوردي مي رود ميسر مي شود) . دو سنگي كه آن را معبد يا آتشگاه يا مذبع گفته اند هر كدام بترتيب 20/2*20/2 متر و 60/2*60/2 متر اندازة قاعده هاي آن است كه بفاصلة 9 متر از يكديگر قرار گرفته اند ارتفاع آنها 60/1 متر و يكي ازآنها داراي 8 رديف پلكانهاي يكپارچه سنگي است ولي پلكانهاي ديگر از بين رفته است.

نقشه نماي سه بعدي محوطه مقدس
اختلاف اندازه ي كه در اين دو قطعه سنگ مجوف ملاحظه مي شود مدركي بدست اهل تحقيق مي دهد كه معتقد شوند اين دو سنگ براي آتشكده يا منظور مذهبي ديگري بنا شده زيرا دو سنگ آتشكده واقع در نقش رستم نيز داراي دو پاية سنگيست كه يكي از ديگري كوچكتر است.
شالوده سكوي جنوبي شامل يك تا سه قطعه سنگ بزرگ است كه در زير مكعب اصلي ، با حدود 90 سانتي متر عمق قرار گرفته است.
استروناخ در شمال اين سكو كاوشهايي انجام داده كه بقاياي كف فرش شدة خشتي را پيدا كرده است. كه شهبازي عقيده دارد كه اينجا بصورت صفه اي بي سقف براي نيايش و مراسم قرباني و تشريفاتي به كار مي رفته است.

سكوهاي نيايشگـــاه
ماخذ: پاسارگاد ، شهبازي
بوستان پاسارگاد
همچنان كه مورخين قديم گفته اند؛آرامگاه و كاخ هاي كوروش در ميان باغ بزرگ و انبوه از درختان گوناگون و دشتي چمن زار و خرم واقع بوده كه توسط آب گزرهاي ( آبروهای ) متعددي كه از رود پلوار مي آوردند، سيراب مي شده. اين محوطه زيباي سر سبز را بوستان پاسارگاد ( باغ سلطنتی ) مي خوانيم.
طرح بناهاي پاسارگاد تك ساختمان هايي را نشان مي دهد كه از چهار جانب باز و گشاده بوده اند و بنابراين محوطه ديدشان مي بايست چشمگير و خرم باشد. از همين روي، ميان طرح كاخ ها و نقشه آب نماهاي بوستان و خيابان هاي آن وابستگي دقيقي مشخص شده است.

بخشي از آبروهاي باغ سلطنتي
شكي نيست كه آبراهه هاي متعددي ار پلوار به سوي دشت كشيده بودند، اما آثارشان را به زحمت مي توان تشخيص داد. اين آبراهه ها با تشكيل سدهايي (كه به سرپرستي سايكي و ديگران از بقاياي آنها چيزهايي يافته اند) به وجود آمده و از همين جهت،معلوم مي شود كه بر پلوار پل هايي نيز زده بودند. آثار يكي اين پلها در 150 متري غرب « كاخ دروازه » هنوز يافت مي شود.
تــــل تخت
در شمال جلگه پاسارگاد و مشرف به تمام اين قصور و باغات بر روي تپه كه متجاوز از 50 متر از سطح جلگه ارتفاع دارد بقاياي ديوار سنگي عظيمي مربوط به يك ساختمان ديده مي شود كه از هر كجاي اين جلگه و از راه بين شيراز و اصفهان هويدا است و از لحاظ بكار رفتن سنگ هاي عظيم و جسيم آن را مورخين بعد از اسلام بنام تخت سليمان گفته اند.

تصوير تل تخت ( تخت سليمان )
اين صفه كه از سنگ هاي كوه پيكر زيبا تراش تشكيل گرديده مثل ديوارهاي سنگي تخت جمشيد صفه وسيعي را در حدود 6000 متر مربع تشكيل مي دهد ، توده هاي خاك انباشته شده روي آن و ساير علائم مي رساند كه روزي بر فراز اين صفه مرتفع همان طوري كه معمول به ادوار باستان بوده كه ساختمان هاي مهم را روي بلندي مي ساختند بناهايي متعلق بدربار سلطنتي و تخت شاهنشاهي كورش بوده است.
به گفته مورخين صفه تل تخت در آغاز توسط کوروش برای احداث مجموعه ای همچون تخت جمشيد در نظر گرفته شده بود ولی پس از مرگ کوروش مکان احداث مجموعه پارسه ( تخت جمشيد ) به محل کنونی تخت جمشيد انتقال يافت و به حکم داريوش تل تخت حکم يک دژ نگهبانی به خود گرفت .
استروناخ براي تل تخت كه به تخت سليمان نيز مشهور است چهار دورة معماري در نظر گرفته است و مي گويد :« در گسترة بيش از دو هكتار ، شواهد معتبري از وسعت و كيفيت فعاليت هاي ساختماني سنگي كورش را بدست آورده ايم (دورة اول) ، مداركي از ساختمان خشتي كه ميتوان آن را از اواخر قرن ششم تا اوايل قرن سوم ق.م تاريخ گذاري نمود (دورة دوم) ، نشانه هاي اشغال در قرون سوم – دوم ق.م (دورة سوم) و بعد از فترتي طولاني ، نشانة استقرار هاي استحكاماتي صدر اسلام (دورة چهارم).
آرامگاه کمبوجيه ( زندان سليمان )
در حاشيه شمالي محوطه كاخ ها در سلطه ويرانه ها ديواره ( برج ) سنگي بلندی با ارتفاعي نزديك به 14 متر قرار گرفته است. اين ساختار به شدت آسيب ديده و به زندان سليمان معروف است. نزديكترين نمونه مشابه به آن كعبه زرتشت در نقش رستم است. اما برج ، زندان سليمان ساختة زمان كوروش و يا كمي پس از اوست ولي« كعبه زرتشت اثري است از داريوش » .

نمـاي آرامگاه كمبوجيه ( زندان سليمان ) .
ماخذ : پاسارگاد ، استروناخ .

نقشه آرامگاه كمبوجيه ( زندان سليمان
ماخذ : پاسارگاد ، استروناخ
درمورد كاربرد اين بنا سخنان بسيار گفته شده، اما سه نظريه طرفداران زيادي يافته است. يكي اينكه اين بنا آتشكده بوده ، دوم اينكه آرامگاه بوده و سوم اينكه محل نگهداري اشياء بسيار مهم سلطنتي (مثل رداي كورش و تاج و درفش او) بوده است.
شهبازي پس از ارائه دلائلي در رد اولين و سومين فرضيه مي گويد: « ما در آرامگاه بودن اين برج شكي نداريم و چون تاريخ ساختن آن را حدود 530 يا كمي ديرتر مي دانند ، آنرا آرامگاه كمبوجيه فاتح مصر مي شماريم »

آرامگاه كمبوجيه ( زندان سليمان )
سامي نيز معتقد است كه شايد قبر كامبوزيا (كمبوجيه) بوده است و توضيح مي دهد كه :«كامبوزيا شهريار عصباني و تند مزاج و مقتدر و فاتح مصر پس از اقامت سه سال در آنجا هنگام مراجعت از مصر به ايران در اكباتان خود را كشت. تاريخ نويسان قديم راجع به قبر او كه كجا بوده چيزي ننوشتند و پاره اي از باستان شناسان معتقدند شايد آثار خرابه هاي سنگي بين نقش رستم و تخت جمشيد كه مثل كعبه زرتشت ساختمان شده و اينك معروف به تخت گوهر است، قبر كامبوزيا بوده است، ولي اين تصور بعيد ميرسد زيرا تخت جمشيد و نقش رستم در اواسط سلطنت داريوش آباد گرديد ده دوازده سال پس از مرگ كامبوزيا توجه دربار بدان سو معطوف گرديد و منطقي نيست كه چند سال جسد كامبيز را بلاتكليف گذارده باشند.
از نظر معماری استروناخ با مقايسه با كعبة زرتشت نشان مي دهد كه اين دو تا شباهت ظاهري دارند و در بسياري از جزئيات، تفاوتهاي چشمگيري ميان اين دو وجود داشته است و در همة اين تفاوت ها ، كفة ظرافت و دقت برج پاسارگاد وزين تر است . خصايص سنگ تراشي و نكات فني و احتمال ذكر نام كورش در كتيبه اي كه بقاياي آن را به برج پاسارگاد منسوب مي كنند ، همه حاكي از تاريخ ميان 540 تا 520 ق.م.است در حالي كه جزئيات فني « كعبه زرتشت » حاكي از تاريخي در حدود 520 تا 500 ق.م ميباشد.
كاخ اختصاصي
در 230 متري شمال غربي« كاخ بارعام » و شمال شرقي« بوستان پاسارگاد » بقاياي كاخی واقع است كه مختصات يك بناي مسكوني را دارد و از اين روي به « كاخ نشيمن » يا « كاخ اختصاصي» شهرت يافته است. استروناخ اين کاخ را کاخP می نامد .تا آغاز سده بيستم چون تنها يك جرز سنگي از اين كاخ بيرون از خاك بود،آن را « كاخ جرزدار » مي ناميدند. طرح اين كاخ مستطيلي به طول 76 متر و عرض 42 متر ميباشد با تالاري 30 ستوني (6*5رديفي) با يك ايوان داراز 40 ستوني (20*2رديفي) در شرق و ايواني ستوني (12*2) درغرب بوده است. هرايوان دو اتاقي جانبي هم داشته است. دو درگاه بزرگ تالار را به ايوان متصل كردند كه در مركز قرار نگرفته و از سمت شمال واقع شده اند.در زیر تصویر پلان کاخ اختصاصی .

كف بندي در اين كاخ قابل توجه است مي توانيم مرمت هاي دوره هخامنشي را ببينيم به طوري كه هرجا رگه اي در سنگ بوده تعمير كرده اند و وصله هاي هخامنشي تا كنون باقي مانده اند. زير ستون ها همه مكعبي دوپله اي هستند. امر غريبي كه در مورد اين ستون ها مي توان اشاره کرد اين است كه همه آنها فقط تا ارتفاع حدود 190 سانتي متر (از روي شالي) باقي مانده اند و هيچ اثري از قلمه بالايي ستون و يا سرستون يافت نشده است. از سوي ديگر،مشخصات معماري مخصوصاً ارتفاع جرز سنگي موجود(درگوشه جنوب شرقي ايوان شرقي) نشان مي دهد كه هر يك از ستون ها احتمالاً 10 متر ارتفاع داشته است. با توجه به مقداري قطعات گچي قوس دار و مزين به رنگ هاي مختلف كه در درون خاك هاي انباشته شده در تالار يافته اند،اين احتمال وجود دارد كه در طرح اصلي بناي اين تالار فقط بخش زيرين ستون ها را از سنگ ساخته بودند و بقيه آنها را از چوب ساخته و رويشان را با گچبري مزين آراسته اند. اين گچ اندود، رنگ هاي بسيار درخشان آبي لاجوردي، زرد (زرين)، سرخ و سفيد، سبز مسي و فيروزه اي داشته است و يقيناً روشني و زيبايي خاصي به تالار مي بخشيده.

هريك از درگاه هاي اصلي را از يك تخته سنگ سياه خوب تراشيده درآورده و به نقوش برجسته مزين كرده بودند. كناره هاي درگاهها را همچون قابي براي نقوش برجسته به صورت مقعر نگه داشته اند. بر هر جرز،صحنه اي از «گذر شاه» نقش كرده بودند كه شاه را درلباس پارسي و چكمه هاي بي بند پارسي جلوه گر مي ساخت در حالي كه عصا در دست،پيشاپيش مستخدمي از تالار خارج مي شد. بر روي چين هاي لباس شاه كتيبه اي به خط ميخي و به سه زبان عيلامي،بابلي و فارسي باستان كنده شده كه شخص تاجدار را به عنوان « كوروش،شاه بزرگ،يك هخامنشي » معرفي مي كرد. پيداشدن قطعه اي از يك كتيبه محصور در خطوط موازي،نشان مي دهد كه احتمالاً سه زباني بالاي جرز، برفراز نقش شاه و مستخدمش هم كنده شده بوده. جزئيات تزييني اين نقوش،قاب دور آنها،آثار استعمال ابزارهاي سنگ تراشي و صيقل زني و استعمال زر و زيور آلاتي كه در سنگ نشانده اند،همه بيانگر مشخصات هنر دوره داريوش بزرگ، به ويژه حدود 510 ق.م است و به همين جهت مي توان تعيين كرد كه اين نقش بنا به فرمان داريوش بر درگاه ها حكاكي شده است. اگر چه طرح كاخ ، نوع سنگ فرش ، انواع جرزها ، ستون ها و ايوانها همه از زمان كوروش وجود داشته است.


تنها جرز جنوب غربي تالار بر پاي مانده است كه مانند جرز كاخ بارعام داراي كتيبه اي سه زباني در چهار سطر به خط ميخي همه در بردارنده معناي«من،كوروش،شاه هخامنشي» هستند.

